پرنده خوشبختی
خاطرات پرنسس کوچولوی ما *آرمیتا*

 663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif

663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif663841392cd93a2b6fcdac449fc17b9c.gif



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:52 | جمعه 5 خرداد 1391 توسط مامان ندا

ني ني شكلك

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو آسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس

واسه تولد تو باید دنیا رو آورد

ستاره رو سرت ریخت تو رو تا آسمون برد

اینا یه یادگاری توی خاطره هاته

ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز

بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

 

 

دخترم،وقتی به دنیا آمدی خداوند با تمام عظمتش به زمین لبخند زد و بهار را به یمن حضورت به ما بخشید. قشنگ ترین صدای زندگیمان، تپش قلب توست و با شکوه ترین روز دنیا، روز تولدت، پس برایمان بمان و بدان که عاشقانه دوستت داریم.

 


تولدت مبارك زيباي من 

nice kawaii

هزاران بار خدا را شکر که چنین روزی را آفرید

تا باغ جهان نظاره گر شکفتن گلی چون تو باشد . . .

سالروز شکفتنت مبارک



موضوع : دومین جشن تولد

نوشته شده در تاريخ 18:29 | جمعه 27 مرداد 1391 توسط مامان ندا

بابا جونم تولدت مبارک

امروز روزیه که تو اومدی روی زمین و یه فرشته کم شد از آسمونا، مثل گل شکفتی بین آدما،گل سرسبد شدی میون اونا و خوشبختی و سعادت رو رقم زدی واسه ما.

روز میلاد توست و من در آرزوی روزی که بتونم ذره ای از خوبیها و مهربونیهای بهترین بابای دنیا رو جبران کنم و بهش بگم که چقدر دوسش دارم.

باباسعید عزیزم، میدونم این روزها آنچنان سرت شلوغه و درگیر کارهای خونه تازه مون که داره ساخته میشه هستی ،که به تنها چیزی که فکر نمی کنی روز تولدت هست ولی اینو بدون که منو مامان هرگز این روز قشنگ و بزرگ رو فراموش نمی کنیم و همیشه خداوند مهربون رو برای خوشبختی و آرامشی که از باتو بودن داریم شکرگزاریم و از اینکه بهترین همسر و بهترین بابای دنیارو به ما هدیه داد ازش ممنونیم و از اون میخوایم که تاهمیشه سایه ات روی سر ما باشه.

قلبدوستت داریم و زیباترین گلهای دنیارو به پات می ریزیم.قلب



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 14:36 | دوشنبه 23 مرداد 1391 توسط مامان ندا

عزیز دلمون دیگه کم کم داره ٢ ساله میشه ولی نمیدونم امسال میشه براش جشن تولد گرفت یانه. آخه احتمالا تولدش همزمان با اسباب کشی به منزل جدیده و کلی سرمون شلوغه. با اینحال مشغول دوختن یه لباس کفشدوزکی ناناز واسه خوشگل خانمم هستم آخه دوست داشتم تم تولد امسالش کفشدوزکی باشه. شایدم فقط ببرمش آتلیه و ازش عکس یادگاری بگیرم. حالا تا ببینیم چی پیش میاد.

دوست دارم در ادامه چندتا از کلماتی رو که آرمیتا زیاد استفاده میکنه و خیلی شیرین و با یه لهجه خاص به زبون میاره براتون بگم:

اوخچه(مورچه) - پهشه(پشه) - اوخشی(گوشی) - آب بادی(آب بازی) - بوت( توپ) - باباجی( باباجون) - ادا( غذا) - ایانا(کیانا، دخترعمه ش) - اودا( رزا، دختردائیش) - آله(خاله) - ادیددی(عروسک) - باه شو(پاشو) - باه شه(باشه) - بهچه( بچه) - نونونه( هندونه) - توت توت( توت فرنگی) - بسیسسی(بستنی) - آلایی(لالایی) - بهتو(پتو) - کیتاب(کتاب) - ژیتون (زیتون)و...

قربونت برم که همه چیزت تکه و فقط مخصوص خودت.ماچ

ولی حواست باشه ها!متفکراز نظر دندونی پیشرفت چندانی نکردی و هنوز همون ١٢ تا دندون رو داری.(٦تا بالا، ٦تا پائین!)آخه پس کی این دندونارو در میاری مادر؟؟؟!!!هم سن و سالات حداقل18 رو دارن! من به خاطر خودت میگم. آخه هنوز باید غذا رو واست نرم کنم که بخوری و واسه خوردن چیزای سفت مشکل داری. اصلا...هرجور راحتی مامان جان!!!چشمک

راستی... عکس بالا جدیدترین عکسیه که همین چندروز پیش ازش گرفتم.



موضوع : لحظه های شیرین باتو بودن

نوشته شده در تاريخ 23:48 | سه شنبه 27 تير 1391 توسط مامان ندا

همیشه از پوشک گرفتن بچه برامون یه اتفاق بزرگ و کاری دشوار وشاق به نظر می رسید و یه جورایی داشت به یه رویا تبدیل میشد و مطمئنم که واسه خیلی از پدر و مادرا هم که تجربه ای توی این زمینه ندارن همینطوره.

و از چندماه پیش تلاشمونو برای آموزش آرمیتا شروع کردیم. ولی از اون جایی که فکر می کنم هنوز خیلی کوچیک بود و بلد نبود خوب صحبت کنه و منظورش رو برسونه و البته ماهم به دلیل بی تجربگی ، بی حوصله می شدیم، دو سه باری تلاشمون بی نتیجه موند و ماهم که خسته می شدیم دوباره پوشکش می کردیم. ولی چند روزی بود که دوباره و اینبار بصورت جدی تلاشمونو آغاز کردیم و طی روز اصلا ایشونو پوشک نمی کردم( بجز زمان خواب ظهر) و مرتب اونو پامی کشیدم و سعی میکردم یادش بدم که قبل از ... خودش بگه و اطلاع بده ولی اصلا چیزی نمی گفت و خودم می بایست چنددقیقه به چند دقیقه می بردمش دستشویی و اگه سرم گرم کارا میشد و فراموش میکردم اتفاقی که نباید، می افتاد و کلی اعصاب خوردی برام داشت و تازه داشتم عادت میکردم که آرامش خودمو حفظ کنم و با صبر و حوصله با قضیه برخورد کنم تا وقتی که خودش یاد بگیره و...

خلاصه اینکه بالاخره دیروز (91.4.4) انتظار به سر رسید و درکمال تعجب ، ایشون قبل از... اعلام فرمودن (پی پی) و من هم با اینکه فکر میکردم سرکاریه سریع بردمش دستشویی و درکمال ناباوری دیدم بچه م راست گفته و پی پی داشته و چنان ذوق زده شده بودم که فوری زنگ زدم به بابایی و بهش اطلاع دادم و اونم کلی خوشحال شد و به خاطر تلاش های این مدتم بهم "تبریک" و "خسته نباشید" گفتچشمک.

و این شد که دیروز برای اولین بار، اصلا طی روز ( حتی موقع خواب بعدازظهرش) هم اونو پوشک نکردم و وقتی از خواب بیدار شد خشک خشک بود و تا شب چندبار اعلام کرد و اصلا خودشو خیس نکرد.

الان فقط مونده شبا، که اونو دیگه فکر نمی کنم حالاحالاها بتونم بدون پوشک کردن بخوابونمش. لااقل تا زمانی که شیر میخوره.

شما چی فکر می کنید؟ آیامی تونم امیدوار باشم که به زودی شباهم بتونه خودشو کنترل کنه و دیگه پوشکش نکنم؟ لطفا تجربیات خودتونو دراختیارم بذارید.

ولی خودمونیم...اصلا فکر نمیکردم انقد زود نتیجه بگیرما. هورا 

خیلی خیلی خیلی خوشحالم و به خودمون و همینطور دختر گلم که حالا دیگه وارد مرحله جدیدی از زندگیش شده تبریک میگم.ماچ



موضوع : لحظه های شیرین باتو بودن

نوشته شده در تاريخ 23:53 | دوشنبه 5 تير 1391 توسط مامان ندا

شکلکهای جالب آروین

تموم شد. به همین زودی! فصل بهارو میگم. انگار همین چند روز پیش عید بود. خیلی سریع یک چهارم سال گذشت. درسته که واسه ما خوزستانیا بیشتر از اینکه زیبایی و طراوت داشته باشه، گرما و گردوغبارو خاک داشت، ولی هرچی باشه بهاره دیگه! ماهم چند سالیه که همینه وضعیتمون و یه جورایی عادت کردیم. خلاصه دیگه باید باهاش خداحافظی کنیم و به تابستون گرم و داغ سلام بدیم.

من که لحظه شماری میکنم تا تابستونم زودتر تموم بشه و پائیز از راه برسه و بتونم دخترمو از خونه ببرم بیرون...بریم پارک، شهربازی و...

آخه توی این هوای بد و آلوده نمیشه از خونه بیرون رفت و آرمیتا هم حسابی از تو خونه موندن خسته شده. من هم سعی میکنم با بازی کردن و کتاب خوندن و البته آب بازی توی وانش که خیلی هم علاقه داره،سرشو گرم کنم.ولی بازم خسته میشه و بهانه ددر رو می گیره.چه کنیم دیگه؟ باید تحمل کرد.

تصمیم دارم توی پست بعدی عکسای 3 ماه گذشته(بهار) رو بذارم تو وبلاگ.

         



موضوع : لحظه های شیرین باتو بودن

نوشته شده در تاريخ 23:58 | چهارشنبه 31 خرداد 1391 توسط مامان ندا

یا رحمت للعالمین جبریل می خواند تو را
ای منجی کل بشر بیرون بیا از این سرا

تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا
ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درآ

 

تو سروران را سروری تو رهبران را رهبری

تو از تمام انبیا هم بهتری هم برتری

 

تو کشتی توحید را هم ناخدا هم لنگری

تو اولین روشنگری تو آخرین پیغمبری

امسال تولد مامان همزمان شده با مبعث رسول خدا، محمدمصطفی(ص) ، و چه افتخاری بالاتر از این. خوشحالم و این عید رو به همه مسلمانان جهان تبریک میگم.  

شکلکهای جالب آروین  شکلکهای جالب و متنوع آروین شکلکهای جالب آروین



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 23:16 | دوشنبه 29 خرداد 1391 توسط مامان ندا

سلام عزیز دل مامانی

22 ماهگیتو تبریک میگم. ببخش که ماه گذشته نتونستم واست پست بذارم. مطمئنم بهم حق میدی. آخه ماشالله انقدر شیطون و بازیگوش شدی که یه دقیقه هم نمیشه تنهات گذاشت. یعنی درواقع به من فرصت هیچ کاری (حتی کارای خونه رو هم) نمیدی و عملا تمام وقتمو باید به شما اختصاص بدم. کامپیوتر هم که دیگه جزء داراییهای شخصیت شده و من اصلا نمیتونم برای چند دقیقه با خیال آسوده بشینم و به کارام برسم. مگراینکه شب بعد از خوابیدن سرکار، که اون موقع هم از خستگی درحال بیهوش شدنم و گاهی وقتا قبل از شما خوابم می بره.حالا یه همه این مسائل مشکلات گاه و بیگاه اینترنت و سرعت پائین رو هم اضافه کن.

الانم درحالیکه داری تند تند شیر میخوری و عجله داری که بیای سراغم ،دارم با عجله این خطوط رو تایپ می کنم. نمیدونم بهم اجازه میدی که یکی دوتا عکس جدید ازت بذارم یا نه!؟

کلی حرفا و کارای جدید یاد گرفتی که باید بیام و تعریف کنم. راستی روز میلاد امام علی(ع) که رفته بودیم خونه باباجون، عمو علی موهاتو کوتاه کرد و عین پسرا شدی. البته خودم ازش خواسته بودم. چون موهات بلند شده بود و توی این گرما حسابی اذیت بودی.

بوس واسه دختر نازنینم ماچکه بازم اومده بهم آویزون شده و داره از پای سیستم بلندم میکنه.

قبل از کوتاهی موهات



موضوع : لحظه های شیرین باتو بودن

نوشته شده در تاريخ 12:20 | شنبه 27 خرداد 1391 توسط مامان ندا

 تقدیم به بهترین و بی نظیرترین بابای دنیا که منو مامان به وجودش افتخار می کنیم

میلاد حضرت امام علی (ع) مبارک باد

باباجونم زنده باشی همیشه

پر از گل خنده باشی همیشه

بمونه سایه ت رو سرم باباجون

برای من هیچکی بابا نمیشه

 



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 16:34 | سه شنبه 16 خرداد 1391 توسط مامان ندا

میلاد بانوی هردو عالم، دخت نبوت، همسر ولایت و مادر امامت، فاطمه زهرا (س) مبارک باد 

مادرم روزت مبارک

تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ، ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماهِ رویا آفرین
ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن
شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه مادر داشتن !

 



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 12:30 | شنبه 23 ارديبهشت 1391 توسط مامان ندا

 

امروز، در یک روز بهاری بارونی بسیار زیبا و دلپذیر دخترمون که قربونش برم  ماهه شد و منو بابا روز به روز و ساعت به ساعت ولحظه به لحظه بیشتر از قبل، از بزرگ شدنش، از شیرین زبونیاش و پیشرفتهاش در خیلی زمینه ها ذوق زده می شیم و از داشتنش به خودمون می بالیم و خدارو برای چنین موهبت بزرگی که به ما عطا کرده شاکریم.

ماچقلبعزیز دلم 20 ماهگی مبارکقلبماچ

 



موضوع : لحظه های شیرین باتو بودن

نوشته شده در تاريخ 20:53 | يکشنبه 27 فروردين 1391 توسط مامان ندا
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

صفحات وبلاگ

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ







كد تقويم

NiniWeblog.com
function noRightClick() { if (event.button==2) { alert('راست کلیک قفل است') } } document.onmousedown=noRightClick